نمایش از 25 مهر 1391
پرینت

تعریف اضطراب 

یافتن تعریفی جامع برای اضطراب مانند بسیاری از حالات عاطفی کار مشکلی است و متخصصان هر یک تعریف خاصی را ارائه نموده اند شاید بتوان گفت که بیشترین تحقیقات انجام شده درباره اضطراب توسط روان شناسان انجام گرفته است و آنان از بین حالات عاطفی انسان بیش از هر حالت دیگری به مطالعه اضطراب پرداخته اند . پروفسر راس ross  دلیل دشوار بودن توصیف حالات عاطفی را اینگونه بیان می کند معمولآ شیوه یادگیری لغات در دوران کودکی یک تجربه درونی و کاملآ اتفاقی است از این طریق فرد برای رویدادها ، برچسب های مقتضی و مناسبی را پیدا می کند .

 

 به این ترتیب گنجینه ای از لغات گوناگون برای بیان احساساتش فراهم می سازد . لذا تعجبی ندارد که افراد برای بروز عکس العمل های خود در موقعیت های یکسان ، اصطلاحات مختلفی را به کار می برند . همین امر تعریف هیجانات را به شکلی که مورد قبول همه ی صاحب نظران باشد مشکل می سازد .

 

 به گفته ساربین sarbin واژه اضطراب نخست در سالهای 1930 در نوشته ای فروید دیده شد و از آن پس بسیار مورد استفاده قرار گرفت و مصطلح گردیده اکثر روان شناسان اضطراب را با اندکی تفاوت از ترس متمایز می نمایند .

 

از دیدگاه آنها هر چند اضطراب و ترس شامل نشانه های بالینی شاهد هستند ولی بر خلاف ترس ، اضطراب پاسخی در مقابل خطر نا آشکار و مبهم است به عبارت دیگر اضطراب احساس ناخوشایند بیمناکی و ترس ناراحتی کننده ای از پیش بینی خطری است که منشآ آن مشخص نیست ( آتش پور و شفتی 1377 )

 

اضطراب عبارت است از پاسخ عاطفی و فیزولوژیکی به احساس خطر همه جانبه ی درونی که به سادگی کنار می رود اضطراب عمدتآ اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولآ در اواسط دهه سوم عمر است اضطراب با علائم بدنی خاصی همراه است ( سلطانی 1378 ) .

 

اضطراب یک علامت هشدار دهنده است که خبر از خطری قریب الوقوع می دهد و شخص را برای مقابله آماده می سازد ترس علامت هشدار دهنده ی مشابه ، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می شود : ترس واکنش به تهدیدی معلوم ، خارجی و از نظر منشآ بدون تعارض است اضطراب واکنش در مقابل خطر نامعلوم ، درونی ، مبهم و از نظر منشآ همراه با تعارض است ( پورافکاری ، 1375 ) .

 

تعارض بین فرایند های گوناگون شخصیت معمولا موجب نوعی عذاب روانی می شود که فروید آنرا اضطراب نامید اضطراب می تواند هوشیار یا نا هوشیار باشد و وجود آن همیشه علامت آن است که تعارض ایجاد شده است . زمانی که تعارض باعث می شود که فرد احساس کند درمانده است و قادر به کنار آمدن نیست ، اضطراب ایجاد می شود . شدت اضطراب تجربه شده به پیامدهای انتظار رفته برای خود بستگی دارد . ( سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان ، سلیگ من ، 1385 )

 

تجربه اضطراب ، حتی پیش بینی آن ، تجربه ناراحت کننده ای است که مردم می کوشند فورآ آنرا برطرف کنند . انسانها به ویژه از راهبردهای خوبی برای بر طرف کردن اضطراب بهره مند اند . غیر از (( غلبه کردن بر ترس )) مثل زمانی که دوچرخه سواری را یاد می گیریم ، یا (( گریختن از صحنه )) به هنگامی که دشمنان نیرومندی ما را تعقیب می کنند ، انسانها می توانند در ذهنشان معنی و اهمیت سایقها و تکانه های مشکل آفرین را تغییر دهند . آنها این تغییرات را با استفاده از راه بردهای کنار آمدن یا دفاع ها انجام می دهند که رایج ترین آنها به عنوان نمونه ، دفاعهایی چون سرکوبی و فرا فکنی ، همانند سازی و دلیل تراشی هستند . ( سیدمحمدی ، یحیی ،روزنهان ، سلیگ من ، 1385 )

  واژه ی(( اضطراب )) هم به یک حالت روانی و عاطفی اشاره دارد که ممکن است از یک احساس ناراحتی کوچک به ترس یا وحشت حاد ادامه یابد . اضطراب طولانی یا شدید ممکن است منجر به بروز نشانگان جسمانی مثل تعریق ، لرز ، تهوع و احساس گیجی می شود .

اضطراب عموما واکنشی است که در شرایط ترس آور رخ می دهد و با افکار منفی و هراس آور تشدید    می شود.

اضطراب طبیعی :

هر کس دچار اضطراب می شود و آن تشویش فراگیر و ناخوشایند و مبهم است که اغلب علائم دستگاه خودکار (( اتونوم )) نظیر سر درد ، تحریق ، تپش قلب ، احساس تنگی در قفسه سینه و ناراحتی مختصر معده نیز با آن همراه است . فرد مضطرب ممکن است احساس بی قراری هم بکند که نشانه اش این است که نمی تواند به مدت طولانی یک جا بایستد یا بنشیند . مجموعه علائمی که در حین اضطراب وجود دارد اغلب در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگران است .

 

 مؤلفه های اضطراب

با توجه به تعریف اضطراب می توان این حالت را مستقیمآ در ارتباط با آینده و فاقد یک عامل عینی و مشخص دانست که در عین حال می توان سه جنبه اصلی را در آن مشخص نمود :

الف ) جنبه فیزیولوژیکی

ب ) جنبه حرکتی

ج ) جنبه شناختی و روانی

 

جنبه فیزیولوژیکی اضطراب مربوط به برانگیختن سیستم عصبی است که آنرا به صورت یک هیجان معرفی می کند ، جنبه فیزیولوژی شامل پدیده های قابل مشاهده است که معمولآ هم بروز نمی کنند مانند افزایش ضربان قلب ، افزایش تنفس ، مقاومت الکتریکی پوست ، تعریق ، حالت تهوع و اسحال . جنبه حرکتی شامل ارتعاشات عضلانی بیش فعالی به هم خوردن نظم و ترتیب و حرکات و پایین آوردن آستانه ی پاسخ های حرکتی ( از جا پریدن ) می گردد .

جنبه شناختی-روانی اضطراب به طور یقین تلقی نامطلوبی از رفتار مبهم و تهدید آمیز در آینده و احساس دلهره و نگرانی است که فرد نمی تواند آنها را توصیف کند . بنابراین اضطراب دارای اجزاء یا مؤلفه هایی است که با یکدیگر آمیخته اند و در یکدیگر اثر گذاشته و از یکدیگر تأثیر می پذیرند و به شکلی همگی در تعریف و شناخت اضطراب مؤثرند . کاتسن و تورسن catsen – therosen در 1974 حالات سه گانه فوق را که به خوبی واکنش اضطراب می شوند به شکل زیر ترسیم نموده اند : ( آتش پور و شفتی ، 1377 )

 

جنبه های حرکتی

جنبه های شناختی

جنبه های فیزیولوژیکی

لرزش   از جا پریدن

لکنت زبان

تفکرات     تصورات

خاطرات

ضربان قلب    تعرق

دفعات تنفس

 

مؤلفه های شناختی ترس ، انتظار خطری واضح و به خصوص است ، در حالی که مؤلفه ی شناختی اضطراب ، انتظار خطری مبهم است . در فوبی ، فکر معمول این است که (( سگ ممکن است مرا گاز بگیرد )) در مقابل در اختلال اضطراب فراگیر ، فکر معمول این است که ( اتفاق وحشتناکی ممکن است برای فرزندم بیفتد )

مؤلفه بدنی اضطراب مانند ترس است : عناصر واکنش اضطراری ، عناصر هیجانی اضطرار نیز همانند ترس است : دلهره ، وحشت ، تشویش ، ورم معده . بالاخره اینکه ، مؤلفه های رفتاری اضطراب نیز همانند ترس هستند : جنگ و گریز فراخوانده می شوند . اما موضوعی که فرد مبتلا باید از آن بگریزد یا اجتناب کند یا علیه آن باید پرخاشگری نشان دهد از وضوح کمتری برخوردار بوده و گاهی اوقات مبهم است . بنابراین ، ترس بر پایه واقعیت ، یا مبالغه خطری واقعی قرار دارد ، حال آنکه اضطراب بر اساس خطر مبهم استوار است . ( سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان ، سلیگمن )

 

مقایسه ترس و اضطراب  

 ترس از این نظر با اضطراب فرق دارد که ویژگی آن نگرانی از یک موضوع خاص و خطرناک است فوبی ها و اختلالهای استرسی پس از سانحه ، اختلالهای ترس را تشکیل می دهند . در این اختلالها یک موضوع مشخص موجب اضطراب می شود در اختلالهای فوبیک فرد از موضوعی می ترسد (( مثل گربه ها )) که با واقعیت خطری که آن موضوع آشکار می سازد ، هیچ تناسبی ندارد .

 

در اختلالهای استرسی پس از سانحه ، پس از اینکه فرد با رویدادی مواجه می شود که او را به مرگ یا آسیب تهدید کرده است ، دچار اضطراب و بی حسی می شوند ، و بارها آن رویداد را در ذهن خود مرور می کند . ( سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان ، سیلیگمن )

 

اختلالات اضطرابی

فوبی و اختلالهای استرسی پس از سانحه را اختلالهای ترس می نامند در این دو مورد اضطراب احساس می شود در عین حال فردی که بهر یک از آنها مبتلا است 4 عنصر ترس را تجربه می کند : انتظار خطر ( عنصر شناختی ) ، واکنش اضطراری ( عنصر بدنی ) ، احساس وحشت ، دلهره و نگرانی ( عنصر هیجانی ) ، و اجتناب و گریز ( عنصر رفتاری ) فوبی و اختلال استرس پس از سانحه از این نظر مشابهند که هر دو انها از موضوع خاصی ناشی می شوند . ( سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان ، سیلیگمن )

 

 شیوع اضطراب

در مورد مارکس morks  و لیدر lader  با بررسی 22 مطالعه انجام شده در این زمینه بر آورد کردند که تقریبآ 3 % جمعیت عمومی به حالت اضطراب دچار هستند ( توزنده جافی 1374 ) . حالت اضطراب به طور عمده اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولا در اواسط دهه سوم عمر است و بطور متوسط بیمار قبل از مراجعه برای درمان پنج سال علائم اضطراب را داشته است . شیوع حالات اضطراب در جمعیت نرمال در انگلستان و آمریکا 2 تا 4.7 % تخمین زده شده است . در حالیکه در یک ارزیابی در ناحیه فرامینگهام این رقم 21% ذکر گردیده است ( پورافکاری 1363 ) . اختلالات اضطراب در 14% بیماران قلبی و 22% بیماران جراحی شده مشاهده شده است ( پورافکاری 1363 ) .

 نخستین پژوهش سیستماتیک در مورد عوامل ارثی اختلالات اضطراب نشان داد که دوسوم  بیماران مبتلا به آستنی عصبی عروقی سابقه خانوادگی همان بیماری را داشته و 22% بستگان درجه یک آنها نیز به همین بیماری مبتلا بودند ( پورافکاری 1363 ) .

 دو مطالعه بوسیله اسلیتر و شیلدز shields &  slater  بر روی جنبه های ژنتیک حالات اضطراب مشاهده گردید که 15% از والدین و خواهر و برادر های بیماران مبتلا و نوروز اضطراب همین بیماری را داشته در حالیکه این ریتم در بستگان گروه کنترل فقط 5% بود . در بین دو قلوهای یک تخمکی عیار بروز توام نوروز اضطراب 50 % و صفات قابل توجه اضطراب 65 % بود ، برعکس در دو قلوهای دوتخمکی این ارقام به ترتیب 4% و 13% گزارش گردید معهذا هیچ کدام از این مطالعات بجز مدارک مربوط به سه زوج دو قلو ، تأثیر محیط خانواده را شامل نمی گردد . نویز و همکارانش خطر بیماری را در بستگان درجه یک بیمار مبتلا به نوروز اضطراب 18% و نسبت زن به مرد را از نظر شیوع 2 به 1 گزارش داده اند . اخیرا کراو crowe  و همکارانش خطر بیماری را برای بستگان درجه یک چنین بیمارانی 41% یافتند ( در مقایسه با 4% برای بستگان گروه کنترل ) ( پورافکاری 1363 ) .

بررسی ها نشان می دهند که بیش از یک سوم بزرگسالان دچار ناراحتی های عصبی ، خصوصا اضطرابند ، اضطراب در مردها و طبقه اقتصادی مرفه و جوانان کمتر و در زنان و افراد کم درامد و سالمندان بیشتر ( نجاریان و همکاران 1371 ) .

 

کارکردهای انطباقی اضطراب :

اگر اضطراب را صرفا هشداری تلقی کنیم که فرد را  گوش به زنگ  می کند ، ظاهرا هیجانی با همان مبنای ترس است . اضطراب خطری بیرونی یا درونی را اعلام می کند و لذا موجب حفظ حیات می شود اضطراب از پایین ترین سطوح بروز خطر وقوع صدمه جسمی ، درد ، بی پناهی ، احتمال مجازات ، یا برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی ، خطر جدایی از محبوب ، خطر بروز مانعی در برابر ارتقاء موقعیت یا منزلت فرد و سرانجام خطراتی را اعلام میکند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد .

 اضطراب باعث می شود فرد برای پیشگیری از ان خطرات و تهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند . سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان ، جاخالی دادن وقتی که توپی را به طرف شما پرتاب کردند ، خزیدن در رختخواب پس از اعلام خاموشی در خوابگاه برای پیشگیری از مجازات و دویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که شما را به مقصود می رساند . همه       نمونه هایی از محدود ساختن خطر و تهدید در زندگی روزمره است یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود . بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند . ( رفیعی ، حسن ، سبحانیان ، خسرو ، کاپلان ، سادوک 1376 )

 

شیوه های بیان اضطراب :

بیان اضطراب به عنوان یک اختلال هیجانی می تواند محدود یا گسترده باشد . در این زمینه باید چگونگی ادراک حالت اضطرابی از شیوه های بیان آن متمایز شود در بیشتر مواقع بزرگسالان ادراک جسمانی خود از اضطراب را با استفاده از اصطلاحات (( دلشوره )) و یا بالعکس ، (( بدحالی و وارفتگی )) توصیف می کنند . کودک نیز گاهی به طور مستقیم به بیان حالات خود می پردازد ، اما اغلب ادراک جسمانی وی در رفتارش اشکار می شود ، بدین معنا که یا بزرگسالان را جستجو     می کند تا در پناه وی بتواند بر خود مسلط شود و یا بالعکس با توسل به برون ریزی هیجانی ، کوشش می کند تا خود را از حالت (( دلشوره )) و فشار ناشی از اضطراب برهاند .

بر اساس مشاهدات بالینی می توان شیوه های مختلف بیان اضطراب در کودک را متمایز کرد :

در رفتارهای ظاهری پاره ای از کودکان هیچگونه ترس یا اضطرابی مشاهده نمی شود اما مکانیزمهای دائم اجتناب و گزیر ، مبین اضطراب عمیق آنها هستند .

پاره ای دیگر از کودکان اضطراب گسترده و ناراحتی بارزی را نشان می دهند ، بدون انکه بتوانند هیچگونه دلیلی برای اختلال هیجانی خود ذکر کنند .

و بالاخره گروهی دیگر ، بلافاصله به بیان نگرانیها و ترسهایی که بطور روزمره گریبان گیر آنهاست می پردازند و به آسانی از جهان تخیلی خود که زیر سلطه خیالبافی های اضطراب انگیز و موهش است . ( دادستان ، پریرخ ، 1384 )

 

آسبب شناسی اضطراب

نظریه های روان شناختی :

سه مکتب عمده نظریه روانشناختی – روانکاوی ، رفتاری ، وجودی ( existential )

نظریه های مهمی در مورد علل اضطراب بیان کردند که هر یک از آنها از نظر مفهومی و علمی در درمان بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مزایایی دارند ( پورافکاری 1375 ) .

 

نظریه های روانکاوی :

فروید اضطراب را هشداری برای الگو معرفی می کند که از فشار یک سائق نامقبول برای تظاهر اگاهانه و تخلیه خبر می دهد . اضطراب به عنوان یک هشدار ego را برای اقدامات دفاعی در مقابل فشارهای درونی تحریک می کند . اگر سطح اضطراب بالاتر از آنچه به عنوان هشدار لازم است برود ممکن است با شدت یک حمله هراس خودنمایی نماید ( پورافکاری 1375 )

فروید در نوشته ای خود بین سه نوع اضطراب تفاوت قائل شد :

1-  اضطراب عینی یا راحتی که هرکس بدان دچار می شود و مراد از آن توانایی پاسخدهی در برابر خطر واقعی در دنیای بیرونی است از نظر فروید این اضطراب هم منطقی است و هم با محرک ترس آور تناسب دارد . دوگونه دیگر اضطراب که مشکلات روانشناختی پدید می آورند با عناوین اضطراب اخلاقی و اضطراب روان رنجوری ( نوروتیک ) شناختی می شوند .

2-   اضطراب اخلاقی : مراد از اضطراب اخلاقی ، ترس از تنبیهی است که از جانب فرا خود به خاطر ناتوانی در فرمانبرداری از معیارهای رایج و پیروی از رفتارهایی که به فرمان نهاد هستند اعمال می شود .

3-       اضطراب روان رنجوری : در اثر خطر تسلط نهاد بر خود ایجاد می شود که در نتیجخ آن رفتارهای ناپسند اجتماعی تجلی می یابند . ( پژوهان 1378 ) .

 آدلر نیز معتقد است که اضطراب ناشی از احساس حقارت است ، از نظر وی هر اختلال نوروزی از جمله اضطراب به منزله کوششی است برای رها کردن فرد از احساس حقارت نیل به احساس تفوق و برتری که در مواردی به حالتهای جبرانی نامطلوب منتهی می شود . ( آتش پور و شفتی 1377 )

 هورنای نیز معتقد است که اضطراب احساس تنهایی و در ماندگی کردن در دنیای خصومت آمیز است نوفرویدی ها عقیده دارند در اضطراب اولیه به هنگام تولد ، بلکه بعد ها در هنگامی که کودک متوجه وابستگی خود به والدینش می شود به وجود     می آید . ناکامی بالقوه یا واقعی در ازای نیازهای وابستگی موجب اضطراب می شود . (( پژوهان 1378 ) .

اضطراب در روانکاوی ، بسته به ماهیت نتایج ترسناک به 4 طبقه تقسیم می شوند :

اضطراب سوپر ایگو اضطراب اختگی ، اضطراب جدایی و اضطراب ایدیا تکانه ، چنین فرض می شود که به ناراحتی ابتدایی و نشر نوزاد به هنگام مغلوب شدن در مقابل نیازها و محرک هایی که خود هیچ کنترل بر آنها ندارد پدید می اید . اضطراب جدایی به مرحله ای کمی دیرتر اما هنوز قبل از دوره ادیپال مربوط می گردد که در آن کودک از اینکه نتواند تکانه های خود را کنترل نموده و با معیارها و تقاضاهای والدین هماهنگ سازد نگران بوده و می ترسد که محبت آنها را ازدست بدهد یا از جانب آنها رد می شود اضطراب سوپر ایگو نتیجه مستقیم رشد انتهایی سوپرایگو است که سپری شدن عقیده ادیپ و ظهور دوره پیش از بلوغ نهفتگی را خبر می دهد ( پورافکاری ، 1375 ) .

 

نظریه های رفتاری:

طبق نظریه های رفتاری اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محیطی خاص است یک احتمال دیگر در سبب شناسی این است که شخص با تقلید واکنشهای اضطرابی والدین خود ، ممکن است واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد ( پورافکاری 1375 ) .

 در این الگو رفتار اجتنابی اگر سطح اضطراب را کاهش دهد تقویت می شود و چنانچه رفتار اجتنابی به طور مکرر و مؤثر موجب کاهش اضطراب گردد به عنوان یک رفتار یادگرفته شده پایدار می ماند ( گنجی 1376 ) .

 ماور یک نظریه دو عاملی برای ایجاد و نگهداری هراس ارائه داد ، بر طبق این نظریه در آغاز ترسها از طریق شرطی سازی کلاسیک شکل می گیرند و به دنبال آن فرد  می اموزد که با اجتناب و دوری کردن از ترس خود بکاهد ، مرحله دوم این فرایند شرطی شدن ابزاری نام دارد ، به دلیل اینکه اجتناب از عامل ترس موجب کاهش اضطراب می شود ، پاسخ اجتناب نگهداری شده و بلافاصله تقویت می شود (گنجی 1376 ) .

 

نظریه های وجودی :

مفهوم مرکزی وجودی این است که شخص از پوچی عمیق در زندگی خود آماده می گردد که ممکن است حتی از پذیرش مرگ غیر قابل اجتناب خود نیز برای او دردناکتر باشد . اضطراب واکنش شخص به این پوچی وسیع وجود معناست (پورافکاری 1375 ) .

زاجر نیز اضطراب را نتیجه ادراک تهدید نسبت به خویش پنداری می داند که محصول ناهماهنگی بین تجربیات فعلی و قبلی شخص می باشد . ( آتش پور و شفتی 1377 )

 

نظریه های شناختی :

در این نظریه عقیده بر این است که عامل بوجود آورنده اضطراب یا فشار روانی ، رویدادها ، مشکلات نیستند بلکه تفسیر فرد از رویدادها یا وقایع است که می تواند این مشکلات را به دنبال داشته باشد .

بک می گوید : اضطراب آسیب شناختی ناشی از برآورد اضافی و مکرر خطر در یک یا دو مورد از ابعاد زیر است :

1 – براورد اضافی وقوع رویداد  ترس آور

2- براورد اضافی و خامت یا شدت رویداد ترس آور

3 – دسته کم گرفتن توانایی های خود برای کنار آمدن با مشکل

4 – ناچیز شمردن احتمال کمک از  سوی شخصی دیگر .( گنجی 1376)

در الگوی بک اختلالهای اضطرابی به عنوان اختلال هایی که در وهله نخست به تفکر مربوط      می شوند تعریف می گردند. ( توزنده جانی 1374 ) .

 

نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی ( GLS)

این دیدگاه ریشه در رفتار گرایی دارد و به دنبال ناخوشنودی از عقاید خشک و ساده انگارانه رفتار گرایی ناب بوجود آمده است . بندورا ( 1969 ) پذیرفته بود که ترس و اضطراب آموختنی هستند اما برای این یادگیری 4 مکانیزم  پیشنهاد کرد نخست وی اظهار می دارد که ترسها احتمالا درست به همان ترتیبی که شرح آن گذشت از راه شرطی سازی کلاسیک آموخته می شوند ، دوم او می گوید تجربه جانشینی ( مشاهده افراد دیگری که به خاطر رفتارهایش دچار ناراحتی ، تنبیه و یا درد می شوند ) از اهمیت فراوانی برخوردار است به این فرایند سرمشق گیری نیز می گویند ، سوم آموزش نمادین است که مراد از آن یادگیری از طریق تعلیم و تربیت ، خواندن یا شنیدن مطلوبی را در مورد ترس ناک بودن ، دردناک بودن یا قدغن بودن برخی چیزهاست . چهارم بندورا می گوید منطق نمادین ، عمل بالقوه با اهمیتی در ایجاد اضطراب است ( پژمان 1378 ) .

 الیس با طرح این موضوع که شماری باورهای غیر منطقی بنیادی عامل اولیه رنج و ناراحتی آدمی هستند ، به بست و گسترش نظریه شناختی پرداخت . الیس عقیده دارد افراد در صورتی که برای خود اهداف و مقاصدی در نظر گیرند فعالانه به دنبال آنها بروند رضایت بیشتری از زندگی خود خواهند داشت . باورهای غیر منطقی به آن دسته از عقایدی گفته می شود که مانع رسیدن فرد به این اهداف می شوند ( گنجی 1376 ) .

 

نظریه های زیست شناختی :

نطریه پردازان در صدد مطالعه احتمال وجود یک حلقه ژنتیکی در تجربه اضطراب برآمده اند ، اسلیتر و شیلنر ( 1969 ) میزان همگامی اختلالهای اضطرابی در دوقلوهای یک تخمکی را 41 % و دوقلوهای غیر همسان را 4 % نقل می کنند . اگر چه این نتایج ممکن است از فرضیه زیست – پزشکی حمایت کنند ، اما باید در نظر داشته باشیم که دوقلوهای همسان همانطور که ژنهای همانند به ارث می برند ، اغلب در محیط های همانندی نیز بزرگ می شوند .

 ایزنگ ( 1967 ) می گوید تفاوت های فردی در تجربه اضطراب ممکن است ناشی از توارث ساختار ویژه ای باشد که فرد را مستعد ( نوسانات هیجانی ) پایین یا بالا می سازد آیزنک این فرایند را به صورت تمایل به نشان دادن واکنشهای خفیف یا شدید در برابر محرک ویژه ای که    می تواند موجب ناراحتی و پریشانی فرد شود تعریف می کنند ( پژمان 1378 ) .

 در نظریه آمادگی سلیگمن ، عنوان می شود که آن دسته از محرکهایی که برای آنها نوعی آمادگی زیستی در ما وجود دارد ، سریعتر از محرک هایی که برای آنها آمادگی زیستی نداریم شرطی     می شوند ( گنجی 1376 ) .

 یک قطب تفکرات زیست شناختی این فرض را مسلم می شمارد که تغییرات زیست شناختی قابل سنجش در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی حاصل تعارض های روان شناختی است  

قطب دیگر چنین فرض می کند که رخدادهای زیست شناختی قبل از تعارض های روان شناختی پدید می آیند . هرموقعیت ممکن است در افراد خاص وجود داشته باشد و طیفی از حساسیتهای زیست شناختی بین افرادی که علائم اختلالات اضطرابی دارند باشند .

 

فشار روانی و اضطراب :

اینکه واقعه ای را عامل فشار تلقی کنیم یا نه به ماهیت آن واقعه و نیز به امکانات فرد ، دفاعهای روانی اش و مکانیسم های مدارهایش بستگی دارد ، که همه با مشارکت ایگو        ( ego  ) انجام    می شود .

 ایگو مفهوم انتزاعی و مشترکی است برای روند ادراک ، تفکر و عمل فرد برای وقایع بیرونی یا سائق های درونی خویش . کسی که ایگواش درست کار می کند با جهان بیرون و درون خود در انطباق و تعادل بسر می برد اما اگر ایگو خوب کار نکند و اختلالی که در تعادل فرد حاصل می شود بقدر کافی ادامه یابد فرد دچار مزمن می شود .

 عدم تعادل مذکور چه بیرونی باشد – یعنی میان فشارهای جهان خارج و ایگوی فرد باشد – چه درونی – یعنی میان تکانه های بیمار (( مثلا تکانه های پرخاشگرانه ای جنسی و وابستگی )) و وجدانش – تولید تعارض می کند . تعارض های ناشی از وقایع بیرونی معمولا بین فردی است ، حال آنکه تعارض های ناشی از وقایع درونی ، درون روانی یا درون فردی است . ترکیب این دو امکان پذیر است .

 

ظرفیت افراد در برابر فشار روانی:

علی رغم این حقیقت که برای انجام هر تکلیفی درجاتی از اضطراب ضروری و طبیعی است ، در مقابله با مشکلات اضطراب و فشار روانی از دیدگاه بالینی معمولا با در جات بسیار بالای اضطراب سرو کار داریم .

 صرف نظر از اینکه ما چه کسی هستیم یا چه می توانیم در زندگی انجام دهیم یک حد بالایی در هریک از ما نسبت به فشار روانی وجود دارد که بدنمان می تواند تحمل کند . بدن می تواند به عنوان ماشینی که محدودیتهای مشخصی دارد ، نگریسته شود .

محدودیتهای بدن در برابر فشار روانی می تواند با ظرفی مقایسه شود که هر یک از ما درون بدن خود داریم . هر فردی ظرفیت خاصی برای فشار روانی دارد بنابراین همه ی ما ظرف فشار درونی ، با شکل و اندازه متفاوت داریم چون هر ظرفی می تواند تنها مفدار معینی از مایع را در خود جای دهد . همین مسأله شیوه ای آسان بدست می دهد تا تصویری از محدودیتهای بدن خود در برابر فشار روانی داشته باشد .

 

 اختلالات اضطرابی : 

اختلالات اضطرابی هنگامی تشخیص داده می شود که تجربه ذهنی احساس اضطراب به وضوح وجود داشته باشد   ( dsm – iv – jr ) شش طبقه ی عمده برای اختلالات اضطرابی ارائه کرده است .

 فوبی ( هراس ) ، اختلال وحشت زدگی ، اختلال اضطراب فراگیر ، احساس وسواس فکری – عملی ، اختلال فشار روانی پس آسیبی و اختلال فشار روانی حاد . غالبا فرد مبتلا به یک اختلال اضطرابی واحد معیارهای تشخیصی اختلال دیگری نیز می شود ، موقعیتی که به آن همایندی مرضی می گوئیم . همایندی مرضی به دو دلیل در اختلالات اضطرابی به وجود می آید :

1-  نشانه های اختلالات اضطرابی گوناگون ، کاملا ویژه ی همان اختلال نیستند . برای مثال علائم بدنی اضطراب ( مثل تعریق ، تپش قلب ) جزو معیارهای تشخیصی چندین اختلال نظیر وحشت زدگی ، فوبی و اختلال فشار روانی پس آسیبی هستند .

2-   عوامل سبب شناسی که به اختلالات اضطرابی گوناگون منجر می شوند ممکن است برای چندین اختلال مصداق داشته باشند . ( دهستانی ، مهدی ، دیویسون و همکاران )

 

طبقه بندی اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی معمول ترین یا رایج ترین اختلال زوانی هستند که شامل اختلال پنیک ( بدون تاریخچه آگروفوبیا ، آگورفوبیا )

( بدون تاریخچه اختلال پنیک ) ، اختلال اضطراب منتشر ، فوبیای خاص ، فوبیای اجتماعی ، اختلال وسواس و اجبار استرس پس از سانحه ، اختلال استرس حاد و مزمن                     (dsm-iv )2000- apa))

 

پانیک :

مشخصه اختلال پانیک ، وقوع خود به خود و غیر منتظره حملات پانیک است که شامل حملات و دوره های مجزای ترس شدید هستند و فراوانی بروز آنها از چند حمله در یک روز تا صرفا تعداد انگشت شماری در یک سال فرق می کند .

اختلال پانیک اغلب بازار هراسی همراه است و آن ترس از تنها بودن در مکانهای عمومی ( مثل فروشگاههای بزرگ ) بویژه اماکنی است که در صورت عارض شدن حمله پانیک در فرد خروج سریع از آنها دشوار است .

 

عوامل وراثتی در اختلال پانیک :

تعداد مطالعات کاملا نظارت شده در باره اساس وراثتی ، اختلال پانیک و بازار هراسی اندک است ، اما همین داده های موجود مؤید این نتیجه گیری است که اختلالات مزبور مؤلفه ی وراثتی مشخصی دارند . ( کاپلان ، سادوک 1386 )

 

حملات پانیک و اختلال پانیک :

حمله پانیک یک دوره مشخص ترس یا ناراحتی شدید است که با تعدادی علائم جسمی و شناختی همراه می شود . یک حمله حداکثر ممکن است 10 تا 15 دقیقه طول بکشد . اکثر افراد ترس از مردن ، دیوانه شدن یا ازدست دادن کنترل هیجانات در رفتارشان را گزارش می دهند . یک حمله پانیک با شدت و ناگهانی بودن آن و طبیعت دوره ای خود از انواع اختلالات اضطرابی جدا می شود . میزان حملات پانیک در تمام عمر تا 4% و در یک سال حدود 2% پیوسته در مطالعات همه گیر شناسی گزارش شده است این اختلال به طور معمول در زنان دو برابر مردان می باشد .

 

آگروفوبیا :

امروزه اگروفوبیا اضطراب شدید و نافذ در مورد بودن در شرایطی که فرار از ان ممکن است سخت باشد یا اجتناب از شرایطی مانند تنها بیرون از خانه بودن یا مسافرت با ماشین ، یا اتوبوس یا هواپیما یا بودن در مناطق شلوغ را توصیف می کند . شیوع یک ساله آن در حدود 5% می باشد و به طور معمول در زنان دو برابر مردان اتفاق می افتد .

 

فوبیها :

آسیب شناسان روانی فوبی را نوعی اجتناب ناراحت کننده و ناشی از ترس می دانند که تناسبی با میزان خطر در یک شی ء موجود یا یک موقعیت خاص ندارد و بیمار آنرا بی پایه می داند در صورتی که ترس افراطی از بلندی ، فضای بسته ، مار ، عنکبوت ، ( البته در صورتی که هیچ خطر واقعی وجود نداشته باشد ) به قدری ناراحت کننده باشد که منجر به آشفتگی در زندگی شخص شود می توان تشخیص فوبی را داد .

 

فوبیهای خاص :

 این شرایط عمومی و مشترک با ترسهای مشخص شده از موضوعات و موقعیتهای خاص تشخیص داده می شوند ، برخورد با موضوع فوبیا چه در زندگی واقعی ، چه تصور و فیلمهای ویدئویی حتما اضطراب شدیدی را که ممکن است شامل یک حمله پانیک موقعیتی نیز باشد بر می انگیزد . تقریبا 8% جمعیت بزرگسالان به یک یا چند نوع فوبی خاص در یک سال مبتلا می باشند .

 

فوبیهای خاص ترسهای ناموجهی هستند که در اثر حضور یا پیش بینی یک موضوع یا موقعیت خاص به وجود می آیند . dsm –iv – jr  اینگونه فوبی ها را براساس منبع به چند نوع فرعی تقسیم بندی کرده است : خون ، جراحت و تزریق ، موقعیت ها ( از قبیل هواپیما ، آسانسور ، فضاهای بسته ) ، حیوانات ، محیط طبیعی ( برای نمونه : ارتفاع و آب ) . این فوبی ها غالبا با یکدیگر همایندی مرضی دارند . شیوع در طول زندگی برای این اختلال حدود 7% در مردان و   16 % در زنان است . ( دهستانی ، مهدی ، دیویسون و همکاران )

فوبی اختصاصی :

فوبی اختصاصی ممکن است از ملازم و مقارن شیئی یا موقعیت معین با هیجانهایی از قبیل : ترس و پانیک پیدا شود . مکانیزم های مختلفی را برای این جفت شدن و ملازمت مطرح کرده اند اما در کل چنین است که استعدادی نامعین و عامل به پیدا کردن احساس ترس یا اضطراب زیربنای این اختلال را تشکیل می دهد بعد که واقعه خاص یا معینی ( مثلا رانندگی ) باتجربه هیجانی ( نظیر تصادف ) توام می شود بیمار به ایجاد تداعی هیجانی دائم میان رانندگی یا ماشین و ترس یا اضطراب آسیب پذیر می گردد .

 

فوبیای اجتماعی :

که به عنوان اختلال اضطراب اجتماعی نیز مطرح شده است افرادی اضطراب خیلی شدید و مشخص را در شرایط اجتماعی ای توصیف می کنند شامل نمایش یا اجرا می شود . میزان فوبی اجتماعی 2 تا 7%  می باشد . این فوبی بیشتر در خانمها شایع است .

 

 اختلال اضطراب منتشر :

این اختلال با دوره 6 ماهه اضطراب و نگرانی و همراهی آن با چند علامت مشخص تعریف می شود در این اختلال نگرانی افراط آمیز و معمولا مربوط به بسیاری از موضوعات شامل کار ، روابط ، بودجه ، فامیل خوبی برای کسی بودن ، گرفتاریهای عملی و مسائل مشرف به مرگ می باشد . این اختلال بیشتر خانمها به نسبت 2 به 1 نسبت به آقایان است و شیوع سالانه آن 3% است که 50% موارد در دوران کودکی یا جوان آغاز شده اند .

 

اختلال وسواس و اجبار :

وسواس ها افکار ، محرکها و یا تصوراتی نافذ برگشت پذیر هستند که به عنوان چیزی نامناسب ، عجیب و غریب یا اجتناب ناپذیر ادراک می شوند . وسواسهایی که اضطراب و افسردگی مشخصی را بر می انگیزند اصطلاحا الگوی بیگانه یا الگوی نیروپریش نامند . زیرا محتوای آنها اصلا به افکاری که  معمولا شخص دارد شباهتی ندارد .

اجبارها :  رفتارهای تکرار شونده یا فعالیتهای ذهنی هستند که با یک وسواس یا اجتناب از بوقوع پیوستن برخی حوادث بیم آور همراه می باشند شیوع یک ساله آنها 2.4% می باشد .

 

اختلال استرس پس از سانحه :

به اختلالی گفته می شود که در طول نخستین ماه پس از فشار ناشی از یک ضربه روحی شدید گسترش می یابد و خصوصیات آن شامل علائم اضطراب منتشر و بیش تحریکی ، اجتناب از شرایط یا محرکاتی مربوط به حادثه را بر می انگیزند و مزمن و مصر بودن خاطرات حادثه از طریق بازگشت ناگهانی آن خاطرات ، رؤیاها یا افکار تکرار شونده یا تصورات دیداری ، حدود 50 % افراد مبتلا به این اختلال پس از شش ماه بهبود می یابند .

 

اختلال حاد :این اختلال با بهبود دیرتر از پایان یک ماه از اختلال استرس پس از سانحه متمایز می شود ( 2000-apa )

 

 علائم و نشانه های اضطراب :

مضطرب بودن تا اندازه ای به عنوان بخشی از یک پاسخ مقابله ای طبیعی به مسائل زندگی روزمره در نظر گرفته می شود . با این حال زمانی که اضطراب شدید یا نامتناسب با موقعیت باشد به عنوان یک اختلال و یا یک مشکل بالینی در نظر گرفته می شود . علائم روانشناختی اضطراب عبارتند از :

خلق وخو : اضطراب ، تحریک پذیری ، احساساتی بودن .

 

تفکر : نگرانی ، اشکال در تمرکز ، احساس خالی بودن ذهنی ، بیش از حد به تهدید اهمیت دادن ، آسیب پذیر تلقی کردن خود ، احساس بی کفایتی .

 

انگیزش : اجتناب از موقعیت ها ، وابستگی زیاد ، تمایل به فرار .

 

رفتار : بی قراری ، واکنش از جا پریدن ، هوشیاری زیاد ( توزنده جانی 1374 ) .

 

علائم و تظاهرات محیطی اضطراب :

اسهال ، احساس سرگیجه .سبکی در سر ، تعریق مفرد ، تشدید رفلکس ها ، بالا رفتن فشار خون ، تپش قلب ، تنگ شدن مردمکها ، بی قراری و ( قدم زدن ) ، سنکوپ ، تاکی کاردی ، مورمور شدن انتهاها ، لرزش ، اشفتگی ؟؟؟ ، احساس پروانه در شکم ، تکرر ادرار ، کندی دفع ادرار ، احساس قریب الوقوع بودن ادرار ( پورافکاری 1375 )

 

احساس اضطراب دو مؤلفه دارد : با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی خود ( مثل تپش قلب و تعریق ) و با خبر شدن از اینکه عصبی شده است یا ترسیده است ، احساس شرم نیز ممکن است به اضطراب دامن بزند ( دیگران می فهمند که من ترسیده ام ) خیلی ها وقتی می فهمند که دیگران پی به اضطراب آنها نبرده اند یا شدت آنرا نیافته اند تعجب می کنند .

 

اضطراب ، گذشته از اثرات حرکتی ( موتور ) و احشایی بر تفکر و ادراک ، و یاد گیری فرد هم اثر می گذارند .اضطراب اغلب اغتشاش شعور و اعوجاج در ادراک ایجاد می کنند : اعوجاج هایی که نه فقط در درک زمان و مکان که حتی در درک افراد و معنا و اهمیت وقایع این اعوجاج ها یا کاستن از تمرکز ، کم کردن قدرت یادآوری (  recall ) و مختل ساختن قدرت ربط دادن امور به هم ( یعنی تداعی کردن ) می توانند دریاد گیری اختلال ایجاد کنند .

 

چگونگی کنار آمدن با اضطراب روزمره  

اضطراب روزمره شما می تواند بطرز غیر قابل قبولی زیاد و فرساینده باشد سطح اضطراب روزمره مقوله ای نیست که روانشناسان توجه زیادی به آن کرده باشند . قسمت اعظم مطالعات انجام شده در مورد هیجان به اختلالات پرداخته اند .

برای توصیه ی درونی که کاملا با اطمینان سطوح اضطراب روزمره را کاهش می دهند ، پژوهش کافی وجود دارد . فقط کافی است روزانه 20 تا 40 دقیقه از وقت خود را صرف آنها کنید تا مؤثر افتند .

روش اول : آرمیدگی تدریجی است که یک یا دوبار در روز ، حداقل به مدت 10 دقیقه انجام می شود در این روش هریک از گروه های عضلانی اصلی بدن تان را سفت و بعد از آن آنرا شل     می کنید ، تا اینکه عضلات شما کاملا سست شوند آرمیدگی ، نظام پاسخی را درگیر می سازد که با انگیختگی ناشی از اضطراب رقابت می کند .

روش دوم : مراقیه عادی است ، (( مراقبه متعالی یا ( jm  ) )) یکی از شکلهای مفید و رایج مراقبه است . دوبار در روز ، هربار به مدت 20 دقیقه ، در یک محیط ساکت چشمان خود را ببندید و   (( مانترا )) ( هجایی که ویژگی های صوتی آن شناخته شده است )  را در ذهنتان تکرار کنید . مراقب با جلوگیری از افکاری که تولید اضطراب می کنند ، مؤثر واقع می شود . مراقبه آرمیدگی را که جلوی  مؤلفه ی اضطراب را می گیرد ولی افکار مشوش را دست نخورده می گذارد کامل     می کند . اغلب مراقبه کنندگان که بطور منظم به مراقبه می پردازند وارد سطح آرام ذهن می شوند   (  سیدمحمدی ، یحیی ، روزنهان )

 

درمان اضطراب

تشخیص و درمان اضطراب به علت نقش این عارضه در شروع و دوام رفتارهایی نظیر سیگار کشیدن مصرف الکل و چاقی که همگی با انواعی از مخربترین بیماریهای انسان ارتباط دارند ، اهمیت فوق العاده ای دارد ( پور افکاری 1363 )

1 – دارو درمانی :

دارو درمانی نسبت به سایر روشها مانند شوک درمانی و جراحی درمانی موفق تر بوده اند برای این منظور از داروهایی مانند دیازپام ، مپروبامات ، کلرودیازپوکسید همگی به نام آرام بخش شهرت دارند استفاده می شوند . این داروها موجب کاهش تحریکات و ایجاد آرامش  درون می شود.

 

2- رفتار درمانی :

 اساس در مان با این روش حساسیت زدایی منظم است systematic desensiti zation در این روش به بیماران ، روش آرامش بخشیدن به عضلات آموخته می شود و سپس در حالت آرامش تصویرهای ذهنی اضطراب برانگیز ( از حالت کم تا زیاد ) به آنان ارائه می شود .

 

3-   درمان شناختی – رفتاری :

مروجین این روش اعتقاد دارند که اگر تجربه اضطراب ارزیابی شناختی فرد از یک موقعیت به عنوان وضعیتی تهدید کننده بستگی داشته باشد ، در آن صورت فرد باید بتواند از طریق ارزیابی شناختی خود ، اضطرابش را کاهش داده و حتی از آن جلوگیری نماید در اجرای این روش می توان یکی از رویکردهای زیر را برگزید :

 

الف ) بازسازی شناختی : در این روش به بیمار یاد داده می شود که خود اظهاری مثبت را جایگزین خود اظهار منفی کند .

 

ب ) درمان عقلانی ، عاطفی : اگر عقاید افراد با برخورد منطقی مورد بحث قرار گیرد عوارضی مانند آشفتگی و اضطراب از بین می رود و از وقوع مجدد آن نیز جلوگیری می کند ( الیس ) .

 

ج ) شناخت درمانی : از نظر بک با اصلاح طرز تلقیهای نادرست  می توان مسائل روانی را حل کردو مشکلات آنرا بر طرف نمود .

د ) درمان از طریق حل مسأله : در این روش مهارت های لازم برای رویارویی با موقعیت های اضطراب برانگیز به بیمار آموخته می شود گلدفرید شیوه های حل مسأله را به 5 مرحله تقسیم کرده است :

1 – آشنایی و شناخت موقعیت

2- تعریف و تنظیم مشکل

3- ارائه راه حل

4- تصمیم گیری

5- بررسی ارزشیابی

 

ه ) تلقیع فشار روانی ( واکسیناسیون ) : در این روش شخص را آماده می سازند تا گام به گام با عامل تهدید کننده مقابله نماید ( آتش پور و شفتی 1377 )

 

4 – از جمله روشهای دیگر درمان که جیکوبسون مبدع آن است می گوید : بالا رفتن سطح آگاهی شخص از تنش عضلانی به رفع تنش منجر می گردد .

 

5 – بیوفید بک الکترومیوگرانیک ( emj . bf ) یک پله فراتر می رود و می گوید اگر شل شدن عضلات به کاهش اضطراب منجر می شود انتظار می رود که emj. Bf   این عمل را تسهیل  نماید . در این حالت شخص در موقعیتی قرار می گیرد که بتواند حالات بیولوژیک را تغییر داده و به پسخورد آتی و دائم در مورد موقعیت یا شکست نسبی یا فعالیتهای خود دریافت می کند .

 

6 – روشهای مراقبه و واکنش رفع تنش :

اندیشه با مراقبه ماوراء جهان مادی ( ( tm – transcendental meditation که بوسیله ماهاریش ماهش یوگی ( yogi  ) معروفیت یافت به مبهل آهنگ خاصی داده می شود که ظاهرا دارای اهمیت فردی باید بوده باشد ، تمرین مشتمل بر روزی 2 بار به مدت 20 دقیقه در وضعیتی راحت نشستن ، در حالی که چشمها بسته است و تمرکز بر روی آهنگ به طور مداوم حفظ      می شود می باشد ( پورافکاری 1363 ) .

 

 

7 – صحبت راجع به موضوع :   

این کار زمانی می تواند کمک کند که اضطراب از یک ضربه اخیر ایجاد شده باشد ، در این حالت با افرادی که شنونده های خوبی هستند و یا فکر می کنید به شما پاسخ می دهند صحبت کنیم که در این حالت ممکن است تصمیم افرادی که مشکلات مشابهی داشته اند چگونه با آن برخورد نموده اند .

8– گروه های خودیاری :

در این روش گروه از افرادی تشکیل می شود که مشکلات مشابهی داشته اند و هر یک قادر به درک اینکه در چه شرایطی هستند می باشند ( 2000 – apa  ) .

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*- نویسنده ی این مطلب احسان شهرستانی (كارشناس روان‌شناسي بالینی) می باشد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 منابع :

1 – آتش پور ، حمید ، شفتی ، سیدعباس ، مجله تربیت ( سال چهارم و شماره چهارم ) دی 1377.

2- اتکینسون ، ریتا ، اتکینسون ، ریجارد ، هیگارد ، ارنست ، زمینه روانشناسی ( ج 1 ) ترجمه براهنی ، محمدتقی و همکاران ، تهران 1373 .

3 – بلک برن ، ایوی ، ماری ، ام کیت ؛ سون ، دیوید ، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب ، ترجمه توزنده جانی ، حسن ، مشهد : آستان قدس رضوی 1374 .

4 – پاول ترور ، ج ، کنترل اضطراب و فشارهای روانی ، ترجمه پژوهان ، مهداد . اصفهان ، غزل 1378 .

5 – سلطانی ، سوسن ، مدیریت خانواده ( ج 4 ) . اصفهان : بهارعلم ، 1387 .

6 – ترجمه پورافکاری ، نصرت الله تهران : شهراب ، 1378 .

7 – گلبرگ ، ریچارد ، اضطراب . ترجمه پورافکاری ، نصرت الله . تبریز : تابش ، 1363  .

8 – گنجی ، حمزه ، بهداشت روانی . تهران : ارسباران ، 1376 .

9 - خلاصه روانپزشکی جلد دوم مؤلف کاپلان و سادوک مترجم نصرت الله پورافکاری 1385

10 - آسیب شناسی روانی مؤلف دیوید ال روزنهان مارتین ای پی لیگمن ، مترجم یحیی سیدمحمدی

11 - خلاصه روانپزشکی جلد دوم کاپلان و سادوک مترجم دکتر حسن رفیعی – دکتر خسرو سبحانیان

12 - روانشناسی مرضی تحولی جلد اول دکتر پریرخ دادستان 1384

13 - آسیب شناسی روانی جلد اول مؤلفان دیویسون ، نیل ، کرینگ ، مترجم دکتر مهدی دهستانی 1385

براي نظر دادن بايد در سايت ورود كنيد. اگر حساب كاربري نداريد، از اينجا يك حساب كاربري براي خودتان در فرا ايمن بسازيد!

ورود به سایت

جستجو در سايت

ثبت نام در سايت

كد QR تماس با ما

اگر بر روي موبايل خود نرم افزار باركدخوان داريد، كد زير را اسكن كنيد و اطلاعات تماس ما را ذخيره نماييد.


حتما ببنید!

کاتالوگ محصولات و خدمات ما

فرا ایمن مجوز انتشار مطالبش را تنها با ذکر نام این شرکت (فرا ایمن) می دهد. نشر مطالب با ذکر نام شرکت مجاز است.